ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
42
الطبقات الكبرى ( فارسي )
( 1 ) قرآن مىدانسته است در دفن مقدم داريد . از جمله كسانى كه مىدانيم در يك گور دفن شدهاند عبد اللّه بن عمرو بن حزام و عمرو بن جموح هستند كه در يك گور دفن شدند و خارجة بن زيد و سعد بن ربيع را هم در يك گور دفن كردند ، و همچنين نعمان بن مالك و عبدة بن حسحاس را در يك گور دفن كردند . برخى يا بيشتر از مردم شهداى خود را به مدينه برده در اطراف شهر دفن كردند و هنگامى كه منادى رسول خدا ( ص ) ندا در داد كه شهيدان را براى دفن به همان جا كه كشته شدهاند بازگردانيد مگر يك جسد را دفن نكرده بودند كه آن را به احد بازگرداندند ، و آن شمّاس بن عثمان مخزومى بود . پيامبر ( ص ) همان روز به مدينه بازگشت و نماز مغرب را در مدينه گزارد و چون عبد اللّه بن ابىّ و منافقان از آنچه بر پيامبر ( ص ) و اصحاب رفته بود خرسند و شادمان بودند پيامبر ( ص ) فرمود : ديگر تا هنگامى كه مكه را بگشاييم و حجر الاسود را استلام كنيم ، هرگز آنان بر ما چون امروز دست نخواهند يافت . و انصار بر شهداى خويش به مويه در آمدند و پيامبر ( ص ) چون شنيد فرمود : ليكن حمزه را گريندهاى نيست . پس زنان انصار بر در خانهء رسول خدا ( ص ) آمدند و بر حمزه گريستند . پيامبر ( ص ) آنان را دعا فرمود و دستور داد باز گردند . و زنان انصار تا امروز [ قرن سوم هجرى ] هر گاه كسى از ايشان بميرد نخست بر حمزه مىگريند و سپس بر مردهء خود نوحه مىسرايند . جرير بن عبد الحميد از عطاء بن سائب ، از شعبى نقل مىكند كه مىگفته است * پيامبر ( ص ) روز احد نسبت به مشركان چارهانديشى و مكر فرمود و آن نخستين بار بود كه چنين شد . هشيم بن بشير از حميد طويل ، از انس بن مالك نقل مىكند كه * روز احد دندانهاى پيشين رسول خدا شكست و پيشانى او زخمى شد و خون بر چهرهء آن حضرت - كه سلام و رحمت و بركات الهى بر او باد - روان شد . پس فرمود : چگونه ممكن است قومى كه با پيامبر خود چنين رفتار مىكند و او آنان را به سوى پروردگارشان فرا مىخواند رستگار شوند ؟ و اين آيه نازل شد : « نيست براى تو از امر چيزى ، يا توبه دهد ايشان را يا عذاب كند ايشان را پس به درستى كه ايشان ستمكارانند . » [ 1 ]
--> [ 1 ] . براى اطلاع بيشتر از اختلاف اقوال در مورد تفسير اين آيه كه آيهء 28 از سورهء سوم آل عمران است ، ر ك : ابو الفتوح رازى ، تفسير ، ج 3 ، چاپ مرحوم شعرانى ، ص 181 ، و طبرسى ، مجمع البيان ، ج 1 ، چاپ بيروت ، 1379 ، ص 501 . - م .